ذهن انسان یکی از پیچیدهترین و شگفتانگیزترین پدیدههای طبیعت است. ما زبان میآموزیم، خاطرات دور را به یاد میآوریم، عشق میورزیم و خلاقیت داریم. اما در عین حال، همین ذهن میتواند دچار اضطراب، افسردگی یا اختلالات دیگر شود. چرا؟ کتاب «دلایل خوب برای احساسات بد» با رویکردی تازه به این پرسش پاسخ میدهد: دیدگاه تکاملی.
بیماریهای ذهن برخلاف بیماریهای جسمی ماهیت پیچیدهای دارند. اگر دست شما بشکند راهکار مشخص است. مراجعه به پزشک متخصص و عمل کردن به تجویز آن پزشک. اما درباره بیماریهای ذهن موضوع به همین سادگی حل نمیشود. روانپزشکها دارو میدهند. روانشناسها توصیههای شناخت درمانی و ... می دهند. بعضی سراغ مراقبه و مدیتیشن میروند. هرکدام از این راهکارها تا حدی جواب میدهد.
بحرانی بودن این موضوع زمانی مشخص شد که در یک آزمایش به تعدادی روانپزشک آمریکایی و بریتانیایی یک فیلم یکسان نشان دادند و پرسیدند شخصیت اول این فیلم چه بیماری ذهنی دارد؟ 69 درصد روانپزشکان آمریکایی تشخیص اسکیزوفرنی دادند این درحالی است که فقط 2 درصد بریتانیاییها معتقد بودند فرد اسکیزوفرنی دارد.
در آزمایشی دیگر یک استاد دانشگاه 12 دانشجوی خود که از لحاظ روانی مشکلی نداشتند را با ادعای شنیدن صدا در سر به بیمارستان فرستاد و به آنها تاکید کرد پس از بستری مانند یک فرد عادی رفتار کنند. تشخیص برای همه آنها اسکیزوفرنی بود و این یک رسوایی بزرگ بود.
در نتیجه این تحقیقات تصمیم بر آن شد که یک راهنمای واحد ایجاد شود. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات ذهنی. راهنمای مفیدی که تشخیص ها را یکدست کند تا کارهای تحقیقاتی قابل مقایسه شود.
این راهنما دو ایراد بزرگ ایجاد دارد:
1. دانشجوها و پزشکان دیگر وقت برای تشخیص نمیگذارند چک لیست را بررسی میکنند و دارو هم مشخص است.
2. برخی از بیماریها مانند اضطراب و افسردگی علائم بسیار نزدیک به هم دارند و تفکیکشان از هم بسیار سخت است.
در حقیقت این راهنما پیشرفت بسیار بزرگی بود اما باز هم نتوانست مشکل را کامل حل کند.
بیایید برای درک بیشتر موضوع در خصوص بیماریهای ذهن کمی بیشتر بررسی کنیم. این بیماریها چرا ایجاد میشوند؟
اضطراب هشدار آتشسوزی بدن
اضطراب مانند سیستم هشدار آتشسوزی است که گاهی بیجهت فعال میشود. در گذشته، این سیستم به اجداد ما کمک میکرد تا از خطرات فوری (مثل حمله حیوانات) جان سالم به در ببرند. اما در زندگی مدرن، این سیستم همانقدر پرقدرت باقی مانده، در حالی که خطرات اغلب فوری و مرگبار نیستند (مثل استرس کار یا روابط).
- اصل تکاملی: بهتر است سیستم اضطراب «هشدارهای کاذب» زیادی بدهد تا یک بار اشتباه نکند و جان ما را به خطر نیندازد.
افسردگی تنها یک «بیماری» نیست؛ ممکن است پاسخ تکاملی به شرایط دشوار باشد.
- تغییرات خلق (مود) به ما کمک میکند انرژی خود را بهینه مصرف کنیم.
- هنگام یافتن منبع جدیدی از غذا (مثل درخت البالو)، ذوق و اشتیاق، ما را به تلاش بیشتر وامیدارد.
- وقتی منبع تمام میشود، دلسردی و مود پایین، ما را وادار میکند تا به جستجوی گزینههای جدید بپردازیم.
- افسردگی ممکن است شکل مزمن و از کنترل خارجشدهای از همین سیستم باشد.
ما از ارتفاع، تاریکی، یا مکانهای بسته میترسیم، اما از کتاب نه. چرا؟
- ارتفاع = خطر سقوط.
- تاریکی = خطر حمله شکارچیان.
- صحبت در جمع = خطر طرد شدن از گروه (مرگ اجتماعی در گذشته).
1. عدم هماهنگی ساختار ذهن با محیط مدرن: بدن و ذهن ما برای زندگی در عصرهای گذشته طراحی شده، نه دنیای پراسترس امروز.
۲. تکامل سریع عوامل بیماریزا: باکتریها و ویروسها سریعتر از ما تکامل مییابند.
۳. محدودیتهای تکامل: تکامل تدریجی است. اگر در زمانی از تاریخ نیاز به یک تغییر بوده است و بعد از آن نیاز به آن تغییر از بین رفته است تکامل نمیتواند تغییرات ایجاد شده را به حالت قبل برگرداند. در حقیقت نمیتواند از نو شروع کند و مسیر را تدریجی ادامه میدهد.
۴. بدهبستان (Trade-Off): هر ویژگی مثبت، هزینهای دارد. همه چیز در بدن میتوانست بهتر باشد اما بهتر شدن آن هزینه داشت مثلا اگر چشم های ما مثل عقاب بود دیگر رنگ نمیدیدیم یا دید پیرامونی خود را از دست میدادیم. مغز میتوانست بزرگتر باشد اما ریسک بدنیا نیامدن بالاتر باشد. استانه درد میتوانست پایینتر باشد ولی اسیب پذیر تر میشدیم. سیستم استرس میتواند کمتر واکنش نشان دهد اما دیگر از پس خطرات برنمیامدیم. در هرویژگی نقطه بهینه جایی حد وسط است.
۵. هدف تکامل، خوشحالی ما نیست: هدف اصلی، بقا و تولید مثل است، حتی اگر به قیمت رنج ما تمام شود.
۶. واکنشهای دفاعی: بسیاری از علائم (مثل اضطراب یا خلق پایین) در اصل پاسخهای دفاعی مفیدی بودهاند.
نگاه تکاملی چه کمکی به درمان میکند؟
وقتی به مراجعهکننده توضیح دهیم که اضطراب یا افسردگی او نشانه «ضعف» نیست، بلکه سیستم تکاملیافتهای است که گاهی از کنترل خارج میشود، بار سرزنش از دوش او برداشته میشود. این نگاه، فرایند درمان را تسهیل میکند. کتاب «دلایل خوب برای حالهای بد» به ما یادآوری میکند که اختلالات روانی تصادفی یا صرفاً ناشی از نقص مغزی نیستند. با درک ریشههای تکاملی این شرایط، میتوانیم با دیدی دلسوزانهتر به خود و دیگران بنگریم و درمانهای مؤثرتری طراحی کنیم.
ذهن ما محصول میلیونها سال تکامل است؛ گاهی پاسخهای قدیمی آن با دنیای جدید هماهنگ نمیشوند، و این به معنای شکست ما نیست.
منبع:
کتاب «دلایل خوب برای احساسات بد»، نوشته: راندولف ام.نسه، ترجمه بنفشه شریفی خو، انتشارات پندار تابان
دیدگاههای شما:
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را بیان می کند.